توکل کردن واقعا پدیدهی عجیبییه. در حالیکه ظاهر همه چیز سخت و در هم پیچیدهست و در حالیکه ضرب آهنگ همه اتفاقهای پشت هم بر علیه آدمه و در حالیکه هر دو دوتا چهارتایی آدم رو از ادامه مسیر منع میکنه و در حالیکه همه چیز تاریک و مبهمه و هیچ افق روشنی پیش روی ذهن آدم نیست و در حالیکه بعضی وقتا بابت همهی این رنجها از شدت درد به خودت میپیچی، با تمام این اوصاف همچنان به رفتن ادامه میدی فقط و فقط بخاطر اینکه به وجود چیزی در عقبهی این عالم اعتقاد داری و اون عقبه ثمرهی هر کاری رو ضمانت کرده.بعضی جاهای مسیر از شدت سختی راه تمام وجودم خالی میشه و با هزاری لعن و نفرین از خودم میپرسم که وسط این شهرآشوب چه غلطی میکنم و باز یذره بعد، این تنِ پسافتاده رو زیر دست و پا جمع میکنم، یه نفس دوباره میگیرم و با همه خوف و رجا یه قدم دیگه برمیدارم...پ.ن: به تاریخ ۱۸ امرداد ۱۴۰۴..
نوشته شده در شنبه هجدهم مرداد ۱۴۰۴  توسط میم. الف
|
نسیان...
ما را در سایت نسیان دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 5
تاريخ: جمعه
30 آبان
1404 ساعت: 13:30